دیوار حرم

 

 

بسم الله

 

ناامید از همه اینجا به پناه امده است
شاعری کنج حرم تکیه به دیوار زده ست

نقش اشکش شده آن گنبد رویایی باز
حرفها را همه در قالب اشعار زده ست

شعرهایش همه از جنس ِ غریبی شده اند
حرفهایی که به تو هر شب و هر بار زده ست

آمده تا که ببخشی... که نگاهش بکنی
زخمهایی که به تو او کم و بسیار زده ست

تا بفهمد که در این واقعه ها حلاج است
او دلش را وسط معرکه بر دار زده ست
ح.م

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
.

چقدر خوب شده اینجا. رنگ قالب و بنر ِ وبلاگ همه عالی اند.

رباب

سلام دوست عزیز... شعر زیبایییه... شعرتون رو برای تعبیر عکسم برداشتم... بانام خودتون...اگر راضی نبودین خبرم کنین...[لبخند]

گمنام مثل حضرت مادر (س)

بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است ... سلام عالی بود