نمیدانی...

 

بسم الله

من زاده ی دریایم، تو رحمت بارانی
من بی تو پر از هیچ م! حاشا که نمیدانی


در دفتر شب اما صد قصه ناگفته ست
من خاطره ها دارم با گریه ی پنهانی


دیروز که تا رفتن، تو بدرقه ام کردی
غم آمده بر قلبم امروز به مهمانی


مشکل بشود اینبار بند ت بزنم ای دل!
یکباره شکستی تو، این بار به آسانی
ح.م

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
آوا

[گل] مشکل بشود اینبار بند ت بزنم ای دل! یکباره شکستی تو، این بار به آسانی [گل] سلام ممنونم از حضورشما[گل][گل][گل] این شعر رو دیگه خیلی دوست دارم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست][دست] باتشکر[خداحافظ]