حواله

بسم الله

دل ِخرابِ منِ روسیاه بی ارزش؛
کجا نشان بدهد این رساله ی خود را؟

به زیر نامه ی من مهر کوچکی خورده؛
من از سه ساله گرفتم حواله ی خود را

قسم به وقت غریبی که دلبرم بوسید
برای دفعه ی آخر، سه ساله ی خود را

ز اشک روضه ی تو مست ِ مستِ مستم من
و پر ز عشق تو کردم پیاله ی خود را

تمام  سوره ی کوثر نزول دیگر داشت
زمین دوباره عیان کرده ناله ی خود را

و طعنه زد به فدک یک خرابه ای در شام؛
زدم به نام رقیه(س) قباله ی خود را

ح.م

حنیف منتظرقائم ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱٢ تیر ۱۳٩٢