راز چادر مشکی...

 

راز چادر مشکی...

 

 

وقتی متهم میشومی به وسواس زیادی در مقوله حجاب
و وقتی همه بی بند و باری ها را دربست میزنند به نام بی غیرتی  تو و امثال تو
قلبت میسوزد
همین!

قل اعوذ...تو بکن ریشه خناسی را

من به جان میخرم این تهمت "وسواسی" را

 

قلب من سوخته تا نذر تو کردم خواهر!

این غزل های کمی ساده و احساسی را



خواهرم! طفره نرو!...جان غزل! گوش بده
بپذیر حرف دل شاعرک عاصی را 

 

پشت این چادر مشکی به خدا رازی هست

به کبودی زده اند رنگ غم یاسی را

 

 

به خدا زنده کند بار دگر در دنیا

چادر زینبی ات غیرت عباسی را


خلقتت نقطه عطفیست به بازار طلا

چادرت چون صدفی گوهر الماسی را

حنیف منتظرقائم


حنیف منتظرقائم ; ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱٢ آذر ۱۳٩۱