انا لله و انا الیه راجعون

 

 

 

انا لله و انا الیه راجعون

برای دل خودم - به بی وزنی حال این روز هایم!! ، بی خیال وزن و....

برای پدربزرگی که تا دیدمش مویش سپید شده بود در راه حسین(ع)....
پدربزرگی که عاشق عباس ابن علی(ع) بود و....بگذریم...


از دست ما رفته نگاه پدر چه زود؛
ما ضجه میزدیم  ولی او صبور رفت
 
با "یا حسین" لحظه به لحظه رسیده بود
تا گریه های حسرت! اهل قبور رفت
 
این عزتی ست که به هر نوکری دهند
چشمش گریست، این دم آخر نمور رفت
 
در پای نامه ی عملش مهر ساقی است
پا در رکاب عشق آمد و مجذوب نور رفت
 
یادش به خیر موی سپیدش همیشه بود
قلبش شبیه شیشه ی تنگ بلور رفت
 
ذکرش مدام شکر خدا بود و بس..همین!
در اوج ابتلاء، به لبش "یا شکور" ،  رفت
 
در قاب عکس، شهد عسل، طعم زندگیست
با گریه های آخرِ «شیرین» چه شور رفت
 
آن روز آخری چقدر استوار بود
همچون امیر فاتح دنیا، غیور رفت
 
حالا که نیست کنج دلم پر ز خاطره ست
باور نمیکنم...چقدر دور ِ دور رفت
.
.
.

نه نه نرفته مادر من! گریه کم کنید
ما را میان خاک ولایت که ریشه هست
از خون او قلب و دل ما حسینی است
پیر غلام عشق به مولا همیشه هست


ح.م



شادی روح همه عاشقای اباعبدالله فاتحه....


حنیف منتظرقائم ; ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ٧ اسفند ۱۳٩۱