بهشت...

نام زیبای تو بر سینه ی منقوش بهشت
دلبری میکند از جان و دل و هوش بهشت

آسمان هم به دلش بار امانت نکشید
از ازل بار غمت بوده سر ِ دوش بهشت

بوسه ی عشق تو تنها به لب او گل کرد،
تا خداوند اذان گفت در ِ گوش بهشت

یک سبد نرگس شهلا به بغل...مستم کرد
آرزویم شده یک لحظه در آغوش بهشت

من کجا روی تو و معجزه ی دیدارت؟
شهد شیرین غزل های ترم نوش بهشت

ح.م

 

حنیف منتظرقائم ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۱ بهمن ۱۳٩۱