اشک تو غوغاست علی...

 

بسم الله 

کامل تر شد

از زبان حضرت مادر(س) که به اول مظلوم عالم دلداری میده...امان از غریبی..........



این چه اشکی ست که در چشم تو پیداست علی؟

فاطمه مطلّع از غصه ی دلهاست، علی!

باز هم بغض خودت را که به صحرا بردی!

پس دل فاطمه از بهر چه اینجاست علی؟

همسر فاطمه بودن که برایت شر شد؛

خدمت خانه ی تو عزّت زهراست، علی!

ای یدالله! کمی دست مرا می گیری؟

آتشی در تنم از عشق تو برپاست، علی!

تو ببخشا که اگر اینهمه من مشتاقم

رفتنم ،جان حسن!؛ وعده ی باباست، علی!

خبر رفتن من نقش زمینت نکند

من فدای تو شدم، قدر تو والاست علی!

من فدای تو شدم تا که زمینت نزنند

قوّت پشت تو از امّ ابیهاست علی!

فاتح خیبر من! دست تو را گر بستند

تا ابد در دل من دست تو بالاست، علی!

بازوی فاطمه دیگر ز رمق افتاده؛

جان من گریه نکن!...اشک تو غوغاست، علی!

فکر چشمان منی؟... این ورمش میخوابد

ماه با لک شدنش اینهمه زیباست، علی!

جان زهرا! دم آخر لب خود را وا کن

خنده هایت به خدا عین مداواست، علی!

میخ در داغ که شد، درد تو را فهمیدم

سینه ات مخزنی از غربت و غمهاست علی!

یا علی جان! تو فقط قلب حسن را دریاب؛

پسر غیرتی ام مثل تو تنهاست، علی!

مو به مو کرب و بلا را که به زینب گفتم؛

آه...الحق که گلم زینب کبری ست، علی!

فقط از چشم بد بی شرفان می ترسم؛

من امیدم همه بر غیرت سقاست، علی!

وقت رفتن شده مولا! تو بیا پیشم باش
که نفسهای تو اعجاز مسیحاست علی!


ح.م

یا علی مددی..........

حنیف منتظرقائم ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ٢٠ فروردین ۱۳٩٢

تقصیر تو نیست...

 

 

بسم رب الزهرا(س)

هنوز کامل نیست
شاعر خرابتر از همیشه التماس دعا دارد


گفتگوی مادر سادات با میخ در:


ای میخ! چرا سرخ شدی؟ غصه نخور!
تقصیر تو نیست ، لگدش محکم بود

در  و دیوار مرا سخت در آغوش گرفت
انگار کمی زور دو دستم کم بود

بی حال شدم...ندیدمش از اینجا
آن مرد که بود؟...همان که میگفتم بود؟

نعره میزد که "علی را ببرید" ؟!!
وای...  این جمله چقدر مبهم بود

رد شد از من؟... علی ام در خطر است
الله به این فاجعه ها  اعلم بود

حیدر و خانه نشینی؟...هیهات!
صبر او توصیه  ی خاتم(ص) بود

کمکم کن...کمکم کن...بروم!
آه..این ناله حیدر چقدر پر غم بود

ح.م

 

یا علی مددی......


حنیف منتظرقائم ; ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩٢

معجزه

 

 

نوسانات نگاه تو و ترس از وهمی؛
که به آتش بکشد خانه ی دل را... رحمی!

هر چه هر روز دویدم به اشارات تو بود
تو فقط حال قدم های مرا می فهمی

رد شو از "من"، "تو" خودت  فاصله ها را طی کن
"من" که در معجزه ی عشق  ندارد سهمی

ح.م

 

عشق فقط یک شکل  مرسوم ندارد!!!

عشق به گل

عشق به دریا

عشق به خدا

عشق به پدر برادر مادر خواهر......................................

عشق...و ما ادراک...........................................

 

یا علی مددی.........

 

حنیف منتظرقائم ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩٢