گل سرخ شقایق...

 

گل سرخ شقایق...

نیمه شب باز دلم غرق حقایق شده بود
فارغ از همهمه ی جمع خلایق شده بود

دشت احساس سراسر همه گل بود ولی؛
محو یک شاخه گل سرخ شقایق شده بود

بوی عطری همه صحن دلم را پر کرد
این دل رو سیه انگار که لایق شده بود

از نگاه تـــــو و از معجزه قرآنت؛ 
حتم دارم که دلم یکدله عاشق شده بود

ح.م

 

شادی روح شهید سید مجتبی علمدار صلوات

حنیف منتظرقائم ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ٢٤ بهمن ۱۳٩۱

حبل متین

 






و نَفَختُ...همگان روح خدا را دیدند؛
که مسیحای زمان، منجی دین آمده است

به خدا معجزه ی قرن گمانم این است
اینهمه دست که تا حبل ِ متین آمده است

ح.م

*وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ..............و از روح خود در کالبد آن دمیدم

*وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ
 
 

حنیف منتظرقائم ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۸ بهمن ۱۳٩۱

تویی که صاحب مایی...

 

 

 

تویی که صاحب مایی...


قسم به واژه ی غربت ، قسم به قلب صبورت
قسم به عمق نگاهت،  به لحظه های حضورت

فدای صورت ماهت، تویی که صاحب مایی
بیا و ضامن ما شو، به رسم قلب شکورت

شبیه مدعیانیم، همیشه غرق تقاضا
همیشه در دل میدان، تویی و قلب جسورت

همیشه فاصله داریم، همیشه ما گله داریم
پناه غربت ما شد، دوباره صوت غیورت

دوباره رد شدی از خود، دوباره واهمه دارم
خجل ز ظلمت قلبم، خجل ز تابش نورت

ببخش اگر که نمردیم، ببخش اگر که شکستیم
دوباره شیشه ی قلبت، دوباره تنگ بلورت


ح.م

حنیف منتظرقائم ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱٦ بهمن ۱۳٩۱

یا کاشف الکرب!

 

بعضی وقتها این دل صاب مرده جوری زیر و رو میشه و طوفانی که تنها شاید این ذکر قدری آرامش کند:

 

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین(ع)...

اکشف کربی بحق اخیک الحسین(ع)

 

ای حضرت ملجأ الرعایا! إرحم
آقای ادب! حضرت سقا! إرحم


من جز تو ندارم صنمی در دنیا؛
بر این دل ِ بیچاره و تنها، إرحم


درمانده ام و گذشته آبم از سر؛
بر غرقه ی بی پناه دریا، إرحم


ارباب! ببین رسیده جانم بر لب؛
مدیون توأم به هر دو دنیا، إرحم


این زخم دهان گشوده وادارم کرد؛
با بغض صدا کنم که آقا! إرحم


نام تو شبیه یاس زیباست عباس!
جان مادرت، تو را به زهرا(س)، إرحم

 

ح.م



حنیف منتظرقائم ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۱ بهمن ۱۳٩۱

 

 

بهشت...

نام زیبای تو بر سینه ی منقوش بهشت
دلبری میکند از جان و دل و هوش بهشت

آسمان هم به دلش بار امانت نکشید
از ازل بار غمت بوده سر ِ دوش بهشت

بوسه ی عشق تو تنها به لب او گل کرد،
تا خداوند اذان گفت در ِ گوش بهشت

یک سبد نرگس شهلا به بغل...مستم کرد
آرزویم شده یک لحظه در آغوش بهشت

من کجا روی تو و معجزه ی دیدارت؟
شهد شیرین غزل های ترم نوش بهشت

ح.م

 

حنیف منتظرقائم ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۱ بهمن ۱۳٩۱

با تو بوده ام...

 

همینجوری به این دل سیاه رسید این ابیات
از داغ دل ضریح قدیمی گفتن، سخت است


با تو بوده ام...

با ناله های زائر تو، من گریستم
هر صبح و شام..در همه حال با تو بوده ام
من لهجه ام شبیه تو آقا ،عراقی است
شوخی که نیست اینهمه سال با تو بوده ام
.
.
.
دیگر ضریح تازه رسیده...مبارک است
حتی در آخرین مجال با تو بوده ام


ح.م

حنیف منتظرقائم ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢ بهمن ۱۳٩۱